موضوعات داغ

داستان الماس کوه نور

آیا کوه نور نفرین شده است؟!

خلاصه نوشته
  • در سال 1739، تقریبا صد سال بعد از ساخت تخت طاووس، نادرشاه، پادشاه ایران زمین برای باز پس گیری غنائمی که مغولها در حمله به ایران گرفته بودند به هند لشگرکشی کرد و غنائم زیادی را با خود به ایران آورد به طوری که برای حمل این غنائم از 700 فیل و 4000 شتر و 12000 اسب استفاده کرد. نادرشاه یاقوت تیمور والماس بزرگ را به یک بازوبند تبدیل کرد و روی بازوی خود بست. و این الماس درشت را “کوه نور” نامید و از این جا به بعد الماس با نام “الماس کوه نور” شهرت یافت.

داستان الماس کوه نور

برخی بر این باورند که الماسی که اکنون با نام الماس کوه نور می‌شناسیم، بیش از 5000 سال عمر دارد اما هیچ مدرک موثقی برای اثبات آن وجود ندارد و تنها یک نظریه است. اما با این حال تاریخچه این الماس گرانبها را از قرن 14 می توانیم به وضوح دنبال کنیم. در قرن 14 برای اولین بار در یکی از متون هندو طلسمی درباره این سنگ با این مضمون مطرح شد:« کسی که صاحب این الماس است، مالک جهان خواهد بود، اما همه بدبختیها نیز بر او وارد می شود، فقط خدا یا یک زن می تواند بدون اینکه آسیبی ببیند از آن استفاده کند». تا کنون انبوهی از داستانها و افسانه ها درباره این سنگ گفته شده است. بابِر اولین امپراطور مغول هند ادعا کرد که:«این سنگ ارزشی معادل یک روز غذای همه مردم جهان را دارد». گرچه هیچ گاه ارزشی برای سنگ تعیین نشده است و تا کنون کسی نتوانسته قیمتی برای آن مشخص کند. الماس کوه نور از طریق الک کردن شن و ماسه های رودخانه ایی در منطقه گلکوندا به دست آمد.

اولین نام در لیست حاکمان و پادشاهانی که صاحب این الماس بودند سلطان علاءالدین می باشدکه ممکن است الهام بخش افسانه علاءالدین هم باشد. او در سال 1313 پادشاهی را از عموی خود به ارث برد تا بر دهلی و گنجینه ایی افسانه ایی از سنگهای قیمتی حکمرانی کند که از آن جمله یک قطعه الماس 186 قیراطی با برش فلامک بود که بعدها برش خورد و به الماس 105 قیراطی کوه نور تبدیل شد. هنگامی که مغولها شروع به کشورگشایی کردند و در سال 1526 هند را در نبرد آگرا فتح کردند این الماس به دست مغولها افتاد.

کوه نور در دست مغول ها

در سال 1628 شاه جهان، پنجمین فرمانروای مغول، دستور داد تا تخت پادشاهی باشکوهی برای او بسازند. طرح تخت طاووس از تخت افسانه ایی سلیمان الهام گرفته شده بود، ساخت این تخت باشکوه هفت سال به طول انجامید و هزینه آن چهاربرابر تاج محل بود.  احمد شاه لاهور، تاریخ نگار دربار، در شرح خود از تخت طاووس می نویسد: «قسمت بیرونی سایبان تخت از میناکاری و سنگهای قیمتی پوشیده شد، قسمت داخلی به صورت انبوه و فشرده با یاقوت، گارنت و جواهرات دیگر که با ستونهای زمرد حمایت می شد تشکیل شد. بالای هر ستون دو طاووس بزرگ که با سنگهای قیمتی تزئین شده بودند وجود داشت و بین دو طاووس درختی از جنس یاقوت، الماس، زمرد و مروارید بود. اما در بالای تخت و در سر یکی از طاووسها الماسی بسیاز بزرگ و در سر طاووس دیگر یاقوت تیمور قرار گرفت». هند در طول دوران حکمرانی مغولها به ثروتمندترین کشور آسیا تبدیل شد و توجه حکمرانان بسیاری را به خود جلب کرد.

کوه نور در ایران

در سال 1739، تقریبا صد سال بعد از ساخت تخت طاووس، نادرشاه، پادشاه ایران زمین برای باز پس گیری غنائمی که مغولها در حمله به ایران گرفته بودند به هند لشگرکشی کرد و غنائم زیادی را با خود به ایران آورد به طوری که برای حمل این غنائم از 700 فیل و 4000 شتر و 12000 اسب استفاده کرد. نادرشاه یاقوت تیمور والماس بزرگ را به یک بازوبند تبدیل کرد و روی بازوی خود بست. و این الماس درشت را “کوه نور” نامید و از این جا به بعد الماس با نام “الماس کوه نور” شهرت یافت. اما هشت سال بعد نادرشاه ترور شد و برای دو نسل ایران دستخوش هرج و مرج و جنگهای داخلی شد تا آنکه فردی به نام شاهرخ این الماس را به سلطان احمد دوررانی افغان داد تا آرامش و صلح را در ایران برقرار کند اما بعد از مرگ سلطان احمد، خونخوار ترین پادشاه تاریخ ایران آقا محمدخان قاجار به سلطنت رسید. او از هیچ شکنجه وحشیانه ایی درباره شاهرخ خودداری نکرد تا شاهرخ مکان الماس کوه نور را به او بگوید و هرگز قانع نشد که شاهرخ الماس را به عنوان هدیه به سلطان احمد داده است.

بعد از مرگ سلطان احمد الماس به دست فرزندان او افتاد و یکی از نوه های او به اسم زمان، موفق شد الماس را در اختیار بگیرد و سالها در دیوار سلولی که در آن زندانی شده بود نگهدارد تا زمانی که با برادر حاکمش، شاه شجاع دوررانی ، معامله ایی کرد و کوه نور را در ازای آزادیش به شاه شجاع داد. اما در سال 1810 که شاه شجاع مخلوع شد به همراه زمان به لاهور تبعید شدند. رانجیت سینگ ملقب به “شیر پنجاب” ابتدا با روی باز از آنها پذیرایی کرد اما به مرور فشارها را بر شاه شجاع افزایش داد تا آنجا که پسر نوجوان شاه شجاع را در مقابل چشمانش شکنجه می کرد تا در نهایت شاه شجاع مجبور به تحویل الماس کوه نور شد.

کوه نور در بریتانیا

رانجیت سینگ بخاطر بدست آوردن کوه نور بسیار به خود می بالید و همواره آن را به همراه داشت. برای رانجیت سینگ سنگ تنها ارزش مادی نداشت و برای او به سمبل قدرت تبدیل شده بود اما وی نیز در سال 1839 در حالی درگذشت که هند دچار آشفتگی های زیادی بود و البته انگلستان منتظر زمان مناسب برای ورود به هند و در اختیار گرفتن قدرت این کشور ثروتمند بود. رانجیت سینگ وصیت کرده بود تا الماس کوه نور در اختیار معبد هندوها قرار بگیرد اما انگلیسها که از چند سال پیش در صدد به دست گرفتن قدرت و دارایی های هند بودند و شرکت هندشرقی را تاسیس کرده بودند خونشان به جوش آمد. بعد از مرگ رانجیت سینگ قدرت بین چهار فرمانروا دست به دست شد و تنها فردی که در صف قدرت باقی مانده بود دولیپ سینگ پسر 10 ساله رانجیت بود که در سال 1849 قدرت را به دست گرفت اما انگلیسها با زندانی کردن مادر دولیپ، رانی جیندان، دولیپ را مجبور به امضای سند قانونی برای اصلاح پیمان لاهور کردند که طبق آن دولیپ می بایست کوه نور را به انگلستان بدهد و در ازای آن انگلستان تضمین می کرد که همه حاکمیت دولیپ را به رسمیت بشناسند. این الماس با یک کشتی به سمت هند روانه شد اما داستانها می گویند تمامی کارکنان این کشتی دچار بیماری شدند و از بین رفتند.در نهایت در سال 1851 الماس کوه نور در یک نمایشگاه در لندن به نمایش درآمد. در سال 1852 پرنس آلبرت همسر ملکه ویکتوریا دستور داد تا الماس برش داده شود و به یک شکل مدرن تر دربیاید و حین این برش الماس حدود 40 درصد از وزن خود را از دست داد اما درخشش و زیبایی آن چند برابر شد. برش این الماس توسط GARRARD  انجام شد. در سال 1901 این الماس در مراسم تاجگذاری پادشاه ادوارد هفتم بر روی تاج همسر وی کار شد و بعد از آن به صورت گل سینه استفاده شد اما در سال 1937 برای تاجگذاری شاه جورج ششم، روی تاج ملکه مادر قرار گرفت و تا کنون به همین صورت باقی مانده است و آخرین باردر تابوت ملکه مادر در سال 2002 در ملا عام قرار گرفت و دوباره در برج لندن نگهداری شد. جالب است بدانید در طی این سالها صاحبان اصلی کوه نور یعنی هندی ها بارها ادعا کردند همانطور که آثار هنری که توسط نازی ها به غارت برده شده بود و بعد از جنگ به کشورهای مبدا باز پس داده شد این الماس نیز بایستی به هندوستان بازگردانده شود اما انگلستان ادعا کرده که دولیپ سینگ آنرا با انگلستان هدیه داده و دلیلی برای بازگرداندن آن به دولت هند نمی بیند.

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید